مرکز مشاوره آموزشی: 02192001374     3 - 02188713452
آدرس: تهران میدان آرژانتین خیابان بخارست خیابان ۲۱ام پلاک ۶ طبقه اول واحد ۳ کد پستی ۱۵۱۳۹۱۴۱۱۴

ویژگی بازارهای صنعتی

آخرین مطالب

محیط کلان بازاریابی

1404/11/07

تحلیل محیط خرد بازاریابی

1404/11/07

منظور از محیط کسب‌و‌کار چیست؟

1404/11/07

ما را دنبال نمایید

در ادامه سری مقالات بازارهای صنعتی، در این مقاله به بررسی ویژگی‌های بازارهای صنعتی می‌پردازیم. همان‌طور که در مقالات قبلی توضیح داده شد، بازارهای صنعتی را می‌توان به مفهوم فروش کالا و خدمات به یک سازمان تعریف نمود که این سازمان‌ها، کالا و خدمات را مصرف می‌کند یا مجدداً به فروش می‌رساند. بازارهای صنعتی شامل بنگاه‌ها، مؤسسات و سازمان‌های دولتی است. 
شرکت‌های بزرگی که کالاهایی همچون فولاد، تجهیزات تولیدی، حافظه‌های رایانه‌ای و ... را تولید می‌کنند محصولات خود را عمدتاً به مشتریان صنعتی عرضه می‌کنند. به عبارتی دیگر، بسیاری از مشتریان محصولات فوق را سازمان‌ها تشکیل می‌دهند. به‌طور مثال، بسیاری از محصولات مربوط به اتوماسیون اداری که توسط شرکت سونی (SONY) تولید می‌شود در این دسته قرار می‌گیرند. 
به‌طور کلی ویژگی‌های بازارهای صنعتی را می‌توان به شرح زیر برشمرد: 
•    تقاضای مشتق شده: تقاضای مشتق‌شده در بازارهای صنعتی بدین معناست که تقاضا برای هر کالا یا خدمتی در این بخش، مستقیماً تابعی از تقاضا برای محصولات نهایی مصرفی است که آن کالا در تولیدشان به کار می‌رود. به عبارت دیگر، تقاضای صنعتگران و تولیدکنندگان واسطه‌ای، از مصرف‌کننده نهایی نشأت می‌گیرد؛ مثلاً تقاضا برای قطعات خودرویی که تولیدکنندگان به شرکت‌های خودروسازی می‌فروشند، صرفاً به میزان فروش خودروهای کامل به دست مصرف‌کنندگان بستگی دارد. این وابستگی مستقیم، عاملی اساسی در درک دینامیک این بازارها محسوب می‌شود.
•    تقاضای نوسانی: تقاضای نوسانی یکی از ویژگی‌های کلیدی بازارهای صنعتی است که مستقیماً از تقاضای مشتق‌شده ناشی می‌شود. این بدان معناست که تغییرات کوچک در تقاضای مصرف‌کننده نهایی، باعث نوسانات بزرگ و تشدیدشده در سفارشات بازارهای صنعتی می‌گردد. برای مثال، افزایش ناچیز ۵ درصدی در مصرف نوشابه توسط عموم، می‌تواند منجر به افزایش ۱۰ درصدی در سفارش تولید قوطی‌های آلومینیومی شود؛ لذا، بازاریابان صنعتی باید دائماً روندهای مصرفی نهایی را رصد کنند تا از این نوسانات شدید تأثیر بپذیرند.
•    تقاضای برانگیزاننده: بازاریابان در بازارهای صنعتی نه تنها باید شرایط بازارهای مصرفی را مورد توجه قرار دهند، بلکه برنامه‌های بازاریابی خود را باید به گونه‌ای طراحی نمایند که بتوانند مصرف‌کنندگان نهایی را نیز هدف قرار دهند. به طور مثال تولید‌کنندگان آلومینیوم برای تبلیغات محصولات خود از تلویزیون و مجلات استفاده می نمایند و در این تبلیغات به دنبال این هستند که مصرف‌کنندگان نهایی نوشیدنی‌ها را تحت تأثیر خود قرار دهند؛ تا مصرف‌کنندگان نهایی نوشیدنی‌هایی را که با آلومینیوم بسته‌بندی شده‌اند را نسبت به بسته‌بندی پلاستیکی ترجیح دهند. آنها در تبلیغات خود بیشتر به ابعاد قابل بازیافت بودن محصولات خود و مشکلاتی که میکروپلاستیک‌ها برای سلامتی ایجاد ‌می‌کنند تکیه می‌کنند.
•    حساسیت قیمتی: حساسیت قیمتی در بازار صنعتی به معنای میزان واکنش تقاضا به تغییرات قیمت است؛ یعنی اگر تغییر در تقاضا بزرگتر از تغییر در قیمت باشد، تقاضا حساسیت بالایی دارد. یعنی اگر با افزایش قیمت یک محصول، تقاضا آن به شدت کاهش پیدا کند، این محصول حساسیت قیمتی بالایی دارد.
این حساسیت در بازارهای صنعتی، به شدت از رفتار قیمتی در بازار مصرف‌کننده نهایی تبعیت می‌کند. برای مثال، اگر مصرف‌کنندگان به قیمت مواد غذایی کنسرو شده حساس باشند، تولیدکنندگان کنسرو نیز در انتخاب نهاده‌ها (مانند قوطی آلومینیومی در مقابل پلاستیک) به قیمت حساس خواهند شد. با این حال، درک این نکته ضروری است که حساسیت قیمتی در بازار صنعتی اغلب کمتر است؛ کاهش قیمت یک قطعه مانند باتری خودرو، لزوماً تقاضای خودروساز برای خرید بیشتر را تحریک نمی‌کند مگر آنکه محرک‌های کلان‌تری (مانند افزایش تقاضای خودرو از طریق لیزینگ) بر بازار مصرف اثر بگذارند. در نهایت، ارتباط تنگاتنگ تقاضای مشترک (مثل لاستیک و خودرو) نشان می‌دهد که مشکل در تأمین یک قطعه می‌تواند زنجیره‌ای منجر به کاهش تقاضا برای تمام اجزای مرتبط شود.
•    تقاضای مشترک: تقاضای مشترک در بازار صنعتی بیانگر وابستگی متقابل تنگاتنگ میان کالاهایی است که مکمل یکدیگرند؛ برای مثال، کاهش عرضه لاستیک، مستقیماً منجر به کاهش تولید خودرو و در نتیجه افت شدید تقاضا برای تمام قطعات دیگر مانند موتور و شاسی می‌شود. این ویژگی نشان می‌دهد که یک نقص یا تغییر در تقاضای یک جزء، اثر دومینویی بر کل زنجیره تأمین محصول نهایی خواهد داشت. بنابراین، موفقیت در این بازارها نیازمند درک عمیق از کل سیستم و جریان تقاضای آن است.
ویژگی‌های کلیدی بازارهای صنعتی شامل وابستگی تقاضا به بازار مصرف (مشتق‌شده، تقویت نوسانات تقاضا، و لزوم تأثیرگذاری بر مصرف‌کننده نهایی) است. علاوه بر این، حساسیت قیمتی و ماهیت تقاضای مشترک بین اجزای زنجیره تولید، نشان می‌دهد که عملکرد این بازارها به طور ساختاری با بازار مصرف گره خورده و پیچیدگی بیشتری در استراتژی‌های بازاریابی و فروش ایجاد می‌کند.


بازاریابی برای مصرف‌کننده نهایی: ضرورتی در بازارهای صنعتی

ماهیت تقاضای مشتق‌شده در بازارهای صنعتی (B2B)، این الزام را ایجاد می‌کند که تأمین‌کنندگان نه تنها بر خریداران مستقیم خود، بلکه بر مصرف کننده نهایی (End-User) نیز تمرکز کنند. این رویکرد، به‌ویژه هنگام توسعه بازار محصولات جدید، حیاتی است.


پیچیدگی‌های تمرکز بر مصرف کننده نهایی

•    تأثیرگذاری بر تقاضا: تولیدکنندگانی مانند سازنده موتورهای جت (مثلاً جنرال الکتریک) باید تلاش‌های بازاریابی خود را بر سازندگان نهایی هواپیما (مانند ایرباس و بوئینگ) و همچنین خریداران نهایی آن هواپیماها متمرکز سازند تا تقاضا را تحریک کنند.
•    رقابت در زنجیره تأمین: این استراتژی زمانی پیچیده‌تر می‌شود که تأمین‌کننده، همزمان با تأمین مواد اولیه، رقیب مستقیم مشتری خود نیز باشد. مثال شرکت کامینز که هم موتور دیزلی به جنرال موتورز می‌فروشد و هم رقیب آن است، نشان می‌دهد که تمایز محصول و آگاهی مصرف‌کننده نهایی از برند تأمین‌کننده اهمیت می‌یابد.
•    مداخله حساس: کمک به مشتری برای فروش بهتر به کاربران نهایی، نوعی مداخله در روابط کاری مشتری با بازار خود محسوب می‌شود. این اقدامات تنها در صورتی موفق خواهند بود که با برنامه‌ریزی دقیق و با همکاری کامل با مشتری اصلی صورت پذیرد تا به عنوان یک ارزش افزوده تلقی شود.

جمع‌بندی

در بازاریابی صنعتی، غفلت از مصرف‌کننده نهایی به منزله نادیده گرفتن منبع اصلی تقاضا است. موفقیت بلندمدت مستلزم ایجاد استراتژی‌های بازاریابی دووجهی است که همزمان خریدار مستقیم و کاربران نهایی را هدف قرار داده است و این تعاملات حساس را با حفظ اصل همکاری و شفافیت مدیریت ‌کند.
 

اشتراک گذاری